گویند که اسکندر قبل از مرگ وصیت کرد تا هنگام دفن دست راستش را بیرون از خاک بگذارند.پرسیدند: برای چه؟ گفت می خواهم تمام دنیا بدانند که اسکندر با آن همه شکوه و جلال دست خالی از دنیا رفت...
ادبیات.تازه هاعلم وکتاب.عمران
گویند که اسکندر قبل از مرگ وصیت کرد تا هنگام دفن دست راستش را بیرون از خاک بگذارند.پرسیدند: برای چه؟ گفت می خواهم تمام دنیا بدانند که اسکندر با آن همه شکوه و جلال دست خالی از دنیا رفت...
"دلت وقتی که تنها شد
سرود مهربانی با کدامین خسته خواهی خواند
و لبهایت کدامین خسته را سیراب خواهد کرد
نگاهت را
به چشمان چه کس از شوق خواهی دوخت"
و من در حالی که رونیمکت کنارش نشسته بودم براش حاشیه نوشتم
گر دلم تنها شود روزی
سرود مهربانی را
فدای نرگس شهلای چشمان تو خواهد کرد
و لبهایم
خیال بوسه ات را
بی خیال از هر لب دیگر
فقط آرام می بوسد
خندید من اما از برق چشاش لذت می بردم
"نقل و ترجمه ی به مضمون از اتوبیوگرافی داروین"
خدای مهربان
پدرم میگوید که بچگی بهترین دوره زندگی است لطفا به او بگو این چه بهتری است اگر ما نتوانیم بیدار بمانیم و تلویزیون تماشا کنیم
جو
خدای مهربان
من باز هم دستکشم را گم کرده ام و بار دیگر کتک خواهم خورد مگر اینکه کسی به فریادم برسد می توانی مرا کمک کنی؟
مارتا
خدای مهربان
پدرم خسیس است لطفا کاری کن چنین نباشد ولی اذیتش نکن
ارادتمند مارتین
چگونه فهمیدی خدا هستی؟
چارلین
ادامه دارد...
سال نو را پیشاپیش
پس و پیش
پیش و پس
از راست به چپ از چپ به راست تبریک
عرض طول و ارتفاع آن را تا دو رقم اعشار محاسبه نمایید
سلام
جای همتون خالی .اگه گذرتون به میدون تجریش افتاد استاد عشق"پرفسور حسابی یادتون نره"
خونه ای که الان موزه شده.راستی یادتون باشه فقط چهارشنبه ها


خدایا مرا به ابتذال آرامش و خوشبختی مکشان
اضطراب های بزرگ وغم های ارجمند و حیرت های عظیم را به روحم عطا کن
لذت ها را به بندگان حقیرت بخش و دردهای عزیز را بر جانم ریز
خدایا به من توفیق تلاش در شکست و صبر در نا امیدی
رفتن بي هموار
جهاد بي سلاح و كار بي پاداش
فداكاري در سكوت
دين بي دنيا
مذهب بي عوام
عظمت بي نام و خدمت بي نان
تنهايي در انبوه جمعيت و
دوست داشتن بي آنكه دوستم بدارند روزي كن
عجب موجودی است این انسان
خردش ستایش برانگیز
استعدادش بی پایان
با صورتی ستودنی و با حرکاتی سریع
در کردار چونان فرشتگان
و در فهم و ادراک چونان خدا
مایه زیبایی عالم و فخر همه کاینات
شکسپیر-هملت
گاهي دلي گلي مي شود
گاهي دلي بيهده مي گيرد
گاهي مردي تنها مي شود
گاهي دلم دلت را بهانه مي گيرد
به سبك مهجورترين تنهايي قرن
به سبك عاشقانه ترين غزل
به شيوه معصوم ترين نگاه
چه دلي ...
كاش همه دلهاي اين حوالي گلي(به كسر گاف)شود
كاش تنها لحظه اي
ای کاش حجم دلتنگی های منو می فهمیدی
ای کاش امروز اینقدر سرد نبودی
تنها دل خوشی من فقط تویی
کاش می تونسم مثل تو احساساتم رو در قالب کلمات به تصویر بکشم
ای کاش می فهمیدی این چند روزچقدر برام سخت و طولانی بود
وقتی این چهارشنبه حوالی ساعت ۵/۲ تا ۳ کسی زنگ خونه رو نزد مفهوم انتظار رو نفس کشیدم
کاش می فهمیدی
ای کاش اینقدر از نیومدن حرف نمی زدی
به امید این که این هفته می بینمت هفته پیش رو سر کردم اما تو امروز شنبه روز اول هفته امید آخر هفته رو ازم گرفتی...
امتحان و کار ودرس بهونه است
نمی دونم شاید هم حق با تو باشه
(دل نوشته الناز وقتی دوهفته پیش همدیگه رو ندیدم)
جوابمو براتون مینویسم شما قضاوت کنید